کافه نزدیک کتاب

شنبه، اولین گردهمایی ما "با هم خوانان" بود. چون حدود شش ماه از شروع کار گروه تلگرامی "کتاب‌خوانی" (که بسته شد) و سه ماه از شروع جدیِ گروه "با هم خوانی" گذشته بود و چندین کتاب خونده شده بود (سه کتاب به طور جدی) 

نمایی از کافه نزدیک کتاب

اطلاعات کتاب‌های این سه ماه در سه پست زیر:

کتاب‌خوانی / دی 94 

کتاب‌خوانی / بهمن 94

کتاب‌خوانی / اسفند 94 - فروردین 95

دستخط محمود دولت آبادی - دیوار کافه نزدیک کتاب

در گردهمایی "با هم خوانان"، روز شنبه چهارم اردی‌بهشت در کافۀ "نزدیک کتاب" (به مدیریت پسر جناب آقای محمود دولت آبادی)، ده نفر از بیست و هشت عضو گروه حضور داشتن و دربارۀ کتاب آخر، یعنی سلوک صحبت کردیم. حرف‌ها و نظرات جالبی بینمون رد و بدل شد.
البته، قطعاً ایده‌آلی که در ذهن داشتم خیلی بهتر و کامل‌تر بود؛ اما رویداد خوب و مثبتی بود، به خصوص برای شروع! همکاری و همیاری دوستان هم عالی بود. به شدت از نتیجۀ کار راضی هستم و خوشحالم که تصمیمی که مدت‌ها در ذهن داشتم رو عملی کردم. 

حتی خیلی وقت‌ها که به هدف نمی‌رسیم، همین رفتن هم شیرینه. دارم به اهدافم نزدیک می‌شم و از این بابت خوشحالم. همینکه شب بعد از خروج از کافه، بچه‌ها خواستن کتاب منتخب اردی‌بهشت رو بخرن، برای من کلی با ارزش بود و خودم رو قدمی به اهدافم نزدیک‌تر دیدم. همین‌که اعضای گروه از کتاب منتخب ماه عکس می‌ذارن، کلی حس خوب به من دست می‌ده. همین که حتی شیوۀ مطالعۀ من و هایلایت کردن‌هام (چیزی شبیه درس خوندن!) تأثیر گذاشته، حتی روی کسایی که حاضر نبودن رو کتابشون با مداد هم خطی بکشن، برای من حس خوب به همراه داره...همین چیزهای کوچیک که خیلی‌ها ممکنه درک نکنن، برای من دنیا دنیا ارزشه...

هیچ‌کدوم ما قادر نیستیم همۀ جهان رو مطابق میلمون بسازیم! اما می‌تونیم جهان کوچیک خودمون رو اونطوری بسازیم که می‌خوایم. می‌تونیم روی دوستان و اطرافیان تأثیر بذاریم و همین تأثیرات کوچیک روی دنیای کوچیکمون، ثمرۀ زندگیمونه.

هنوز کلی ایده و برنامه تو سرمه که امیدوارم به مرور بتونم بهشون برسم و یا حداقل بهشون نزدیک‌تر بشم.


کتاب منتخب اردیبهشت 95

دربارۀ کتاب منتخب اردی‌بهشت ماه:

محتوا

ساعت آقای درستکار بیش از سی سال است که از کار افتاده؛ در ساعت پنج و نیم بعد از ظهر تیرماه سال ۱۳۲۵. ساعت سر در کلیسا سال‌ها پیش از کار افتاده بود و ساعت اورهان را مردی با خود برده است؛ اما زمان همچنان می‌گردد.

این داستان یک حادثه را از منظر چند ناظر روایت می‌کند. شخصیت اصلی داستان شاعر جوانی است که گرفتار خشم پدر سنتی خود می‌شود. معروفی در این کتاب دردسرهای یک رونشفکر سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰ را از منظر دید چند شخصیت مختلف داستان روایت می‌کند.

جوایز

بنیاد غیر دولتی کگدوپ و بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ جایزه خود را در سال ۲۰۰۱ به کتاب سمفونی مردگان دادند.

نشر و ترجمه

کتاب سمفونی مردگان به زبان انگلیسی با ترجمه لطف‌علی خنجی و نیز آلمانی ترجمه و چاپ شده‌است.

نظرات و انتقادات:

هفته نامه دی ولت سوئیس نوشت: «قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است»[نیازمند منبع]

به نوشته برخی منتقدان این اثر شباهت‌هایی با اثر ویلیام فاکنر یعنی خشم و هیاهو دارد.

همچنین میلاد کاردان خالق کد ام کی در باره این کتاب گفت « پر از اندیشه های لاهی تهی است »

 منبع: ویکیپدیا